نظر؟ - تاریخ: 1398/1/15 ساعت: 13:50
قالب و عوض کردم مهم نیست خوشتون اومده یانهچون خودم خوشم اومده و لینکاهم درست نشون میده+موزیک وبم گند کرده بود عوضش کردم..خوبه؟:)
^_^13بدر - تاریخ: 1398/1/15 ساعت: 13:50
یهویی شد دارم میرم تا یه روزی نیستم فعلا که بعدا نت داشته باشمسیل نبرتم صلوات:)
پام:( - تاریخ: 1398/1/15 ساعت: 13:50
خستم ..نمیتونم تعریف کنم چیا شدخوش گذشت ولی..پام داغون شده :)بارون اومدو رودخونه و .......:))گیر کردیم و...:|فرار کردیم و حین فرار پام داغون شده..استخونش در رفته:(عکساشو میذارم سر فرصت+حسابی قهوه خوردم خوابم نمیبره حالا
چتونه:| - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 11:32
چرا تو بلاگفا همه دارن به جون هم میفتن؟؟:/ میای رها ازغم دوران بعد یه چیزایی میبینی هنگ میکنی عخه عه:/ خجالت بکشین همتونم بزرگینا..نوچ نوچ!تاسف برانگیزه:))))
وبو حذف میکنم - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 11:32
اینجا بهترین دوستا رو پیدا کردم خونه دومم شد..بعضیا رو دوساله میشناسم حتی ولی نگار قسمت نیست اینجا بمونم..وبو تا یک شنبه حذف میکنم تا اون موقع هم هیچ پستی نمیذارم..حرفی هر چی هست میشنوم بعد از اون وارد بلاگفا نمیشم عمرا=)... متاسفم! +امیر عظیمی مجمع الناز
'-'وی باز میگردد - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 11:32
قرار نیس جایی برم یکم لوس بود حرکتم میدونم:D ولی بی شوخی دلیل داشتم واسه پست قبلم.. هیچوقت(مگه اینکه بمیرم)اینجا رو رها نخواهم کرد;)) خلاصه..من ادم رفتن نیسم:)شمام نباشین!!
پل - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 11:32
خرتون ک از پل گذشت نزنین زیر حرفتون خره دیگه!یهو دیدی برگشت:) +قدر همو بدونیم زیر خاک آنتن نمیده ! + خواننده octave on the beat
خرابکاری - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 11:32
با برو بچ!پاسال همین موقع ها بود هزارتا خرابکاری داشتیم اون شب=) +3شنبه همین هفته نیز همون برنامه درپیشه. +:|
هرچی رو داشت باخت - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 11:32
گفت میشناسیش؟ صدتا خاطره اومد جلو چشم گفتم :نه کیه؟ *********** قشنگ لباس گرم پوشیدم دارم میرم بدوم..هندزفریم منتظرمه^_^ برگردم حسابی خسته کوفته ام..خواب زیبایی خواهم داشت
-__= - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 11:32
فقط میتونم بگم امروز پوکیدم داوغونم-_- ی وقتا با مادر گرامی بحثی پیش میاد ک خیلی جالب نیست چرا نمیخوان حقیقتو راجب من بپذیرن؟:| طبق معمول کوچیک ترین بی احترامی نکردم و فقط حقیقت راجب خودم گفتم که حال
لطف میکنین بذارین تو وبتون - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 11:32
سلام!دلم نیومد بی تفاوت از این رد بشم..لطف میکنین اگ بذارین تو وبتون! شاید یکی این وسط با همین پستا به زندگی برگرده.. دوستان عزیز بیمارستان تریتا واقع در تهران بزرگراه همت نرسیده به ازادگان دست راست
اینجوریاست:| - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 11:32
اینقدر میخندم تا دنیا گریه کنه!
:)))) - تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 20:14
  یه وقتایی حس میکنم هیچ انگیزه ای واسه زندگی کردن ندارم هیج چ&#17
از قشنگیای زندگی... - تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 0:28
بی شوخی..عشقه..اصن یه روز اهنگاشو گوش ندم دیوونه میشم هیچ خواننده ای رو به اندازه ایشون ندوست..! اصن..یه جورخاصیه ووهیییی اصن میبینمش انرژی میگیرم ..چه برسه اهنگاشو گوش بدم؟ تقریبا10سالی هست گوش میدم.. سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۶ | 22:35 | ツ๏̯͡๏๓คгұค๓ คก๔ รєұє๔ |
توجه - تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 0:28
از این به بعد توی این وب کامنت هیچ گونه مذکری پاسخ داد نمیشه. .نه توی وب خودشون نه اینجا و السلام پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ | 11:11 | ツ๏̯͡๏๓คгұค๓ คก๔ รєұє๔ |
حالم خوبه!:) - تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 0:28
خیلی خیلی خیلی خوشحالم! چندین خبر خوب توی یه روز..اوه خدایاااااااااا یکم دیگه دارم میرم بیرون با پسر داییام..و داییم! لاک بادمجونیم زدم و منتظرم خشک شه ************************** من از خود نیمهای را دیده بودم "عاقل" اما تومرا با نیمه ی دیوانه ی من آشنا کردی.. مقسی پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ | 16:10...
سرما دوست! - تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 0:28
اینکه میگوییم بالاخره یکی می آید که ما را بلد باشد تسکینی بیش نیست! آنگونه که او احساسمان را برداشت و رفت.. هیچ کس حتی خود اوهم دیگر.. ما را بلد نخواهد شد! -------------------------------------- جالب بود امروز صبح زود از خواب پریدم و نمیدونم چرا دلم هوس کرد با هوای سرد با شلوارک..برم تو حیاط..مامان ...
شعورتون زیر درخت البالو گم شده - تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 0:28
دوست عزیز..دوست روانی..دوست زبون نفهم..دوست ....!!!! من الآن فهمیدم کی هستیی..و فقط کافیه یه بار دیگه..فقط یه بار دیگه بد و بیراه واسه من کامنت بدی چنان بلایی سر وبلاگت میارم.. آخه بی ادب؟تو دوست داری کسی فحش ناموسی بده و یا ....من واقعا نمیتونم بی شخصیتی شما رو درک کنم همچنین دلیل این کارتونو...درس...
من و خل بازیام! - تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 0:28
امروز معلم فیزیک تشریف اورد با یه پاکت توی دستش که فهمیدم نمره های فیزیکه به ثانیه نکشید که از شدت استرس بدنم کاملا یخ کرد و ببخشیدا ولی اسهال گرفتم نمره ها رو شروع کرد به خوندن و طبق روال نمره ها متوجه شدم که به ترتیب نمره از کم به زیاد مرتب شدن اولین نمره 7.5 بود و تا 8.9.10.11.12.13.14 میرفت! همه...
.. - تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 0:28
❁بـهـ نـام خُـツــدای مهــربـانـ ❁ツسَـلـآمـ๏̯͡๏خـیـلـی خـوش اومـدیـن ایـنجـآ کپــی آزآده(●̮̮̃•)هرچیزی که تو زندگیم بوده یا هست با یک رویا شروع شده به یه درجه ای از انحراف رسیدم ...که اگه یخورده دیگه منحرف شم ،برمیگردم به راه راست دوبارهادمین:๓คгұค๓ คก๔ รєұє๔✿◕ ‿ ◕✿